X
تبلیغات
رایتل

حس تازه حرف تازه

من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم مگه نه ؟!

چگونه شود فراموشم.....

چگونه می شود آنشب شود فراموشم؟

شبی که برف تنت در حیاط آغوشم...


...نشست و چای لبانت چنان مرا دم کرد

که سالهاست پس از رفتن تو می جوشم


شبی که فاصله صلح تن به تن با تو

بجز حریر لباست نبود و تن پوشم


همان شبی که نفس در نفس گره می خورد

و دار قالی مویت رسید تا دوشم


شبی که هر نفسش عمر جاودانی بود

عجب! که خاطره اش کرده باز بی هوشم


اگر چه رفتی و من در کویر تنهایی

به یاد مستی آنشب سراب می نوشم


هنوز هم که هنوز است خواب می بینم

نشسته برف تنت در حیاط آغوشم....

طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان